اليعقوبي ( مترجم : آيتي )

341

تاريخ اليعقوبي ( فارسي )

صورت بردن از گوشت شتر ميبرد ، از قيمت آن غرامت مىكشد . و اگر اول بار » معلى « در آمد ، صاحب آن هفت سهم از شتر را ميبرد و قيمت را كسانى كه نبرده‌اند غرامت مىكشند و نياز دارند كه شترى ديگر بكشند چه در تيرهاى اينان » مسبل « است كه شش سهم دارد و حال آنكه از گوشت جز سه سهم باقى نمانده است و كسى را كه در شتر نخستين باخته است سزاوار نيست كه از گوشت آن چيزى بخورد ، چه او را بدين كار عيب ميكنند . پس اگر شتر دوم را كشتند و بر آن با تيرها قمار زدند پس » مسبل « در آمد ، صاحب آن شش سهم ديگر شتر را مىگيرد ، سه سهم باقى مانده از شتر اول و سه سهم از شتر دوم ، و در شتر اول بايد غرامت بكشد ولى در دوم چيزى بر او نيست ، چه تير او برنده است ، اكنون از شتر دوم هفت سهم مانده است ، پس تيرهاى كسان باقى مانده را بر آنها مىزنند و اگر » نافس « در آمد ، صاحب آن پنج سهم ميبرد و از قيمت شتر دوم چيزى نمىپردازد چه تير او برنده است ليكن بايد در قيمت شتر اول غرامت بكشد ، در اينجا از گوشت دو سهم باقى مانده است با اينكه يكى از تيرهاى باقى مانده » حلس « است كه چهار سهم ميبرد ، پس احتياج دارند كه شترى ديگر براى تكميل چهارتاى مانده بكشند ، و كسى را كه تيرش در شتر دوم باخته است ، سزاوار نيست كه از آن چيزى بخورد چه او را بدين كار عيب مىگويند . پس اگر شتر سوم را كشتند و [ حلس ] برنده شد ، صاحب آن چهار سهم ميبرد : دو سهم از شتر دوم و دو سهم از شتر سوم و از قيمت شتر سوم چيزى در عهده او نيست چه تير او برنده شده . و هشت سهم از شتر سوم مىماند ، پس تيرهاى مانده را بر اين هشت سهم بهم مىزنند تا تيرهاى آنان مطابق سهام شتر بيرون آيد [ 1 ] . اين است ترتيب پرداختنشان قيمت شتر را چنان كه گفتم ، و بسا كه قسمتهاى

--> [ 1 ] در اين صورت دو قسمت از گوشت مىماند چه همه تيرهاى هفتگانه بيست و هشت سهم مىبرند و سه شتر را به سى قسمت مىكنند ، و آن دو قسمت به فقرا داده مىشود .